عاشورا حسینی
زكات و خمس زیبایی عفاف و پاكدامنی می باشد
 
 
پنجشنبه 4 خرداد 1391 :: نویسنده : elham h
در این مطلب سعی میکنیم اعمال ماه رجب را بیان کنیم اما در فرمت MP3 و فشرده تا اولا حوصله خواندن داشته باشید و ثانیا بتوانید باوجود همه مشغله هایتان لااقل بخشی از اعمال را انجام بدهید.

همانطور که گفتیم ماه رجب به ماه استغفار و طلب بخشش مشهور است پس در این ماه هیچ ذکر و هیچ عملی بهتر از ذکر استغفار نیست و گفته اند تا جایی که میتوانید این جمله را زیر لب تکرار کنید: «أستغفرُ الله و أسئلُهُ التّوبَه». گفتن این ذکر بسیار سفارش شده و براحتی میتوان انجام داد.

از دیگر اعمال ماه رجب، روزه گرفتن است. در بعضی منابع بر روزهای خاصی از این ماه تاکید شده اما از ما میشنوید هر روزی که برایتان مقدور بود روزه بگیرید. شاید از شانس ماست که روزه ماه رجب برابر شده با آغاز فصل گرما و اگر روزه گرفتن سخت و یا غیرممکن بود، بجایش میتوانید این دعا را هر روز صد مرتبه بخوانید: «سبحان الإلهِ الجلیل، سبحان من لا یَنبغی التّسبیحُ إلّا لَهُ، سبحانَ الأعزِّ الأکرم، سبحانَ من لیس العِزَّ و هو لَهُ أهل»



عمل دیگری که خیلی سفارش شده و انجامش صفای خاصی دارد، دعایی است که باید بعد از هر نماز واجب خواند. بعد از اتمام هر نماز این دعا را بخوانید:

«یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ  یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَة وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ  وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ»

از اینجای دعا به بعد، چانه (محل ریش) را با دست چپ گرفته و انگشت اشاره دست راست را حرکت داده و ادامه دعا را بخوانید:

«یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّارِ».

و اما غیر از این سه موردی که گفتیم، یک عمل دیگر هم هست که انجام ندادنش به معنای از دست رفتن یک فرصت است، فرصتی که خدا در آن آرزوها را برآورده میکند. فرصت لیله الرغائب یا شب آرزوها!

شب جمعه اول ماه رجب  لیله الرغائب نامیده می شود که بسیار دارای فضیلت است و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان اعمال این شب  را بیان میکند. قسمت اول اعمال، روزه گرفتن در اولین پنج شنبه ماه رجب است. و اما غیر از روزه گرفتن، نماز مخصوصی هم دارد که بین دو نماز مغرب و عشاء خوانده میشود. به این ترتیب که مابین نماز مغرب و عشاء مجموعا ۱۲ رکعت نماز خوانده می شود البته در قالب شش نماز دو رکعتی و در هر رکعت از آن، یک حمد و سه مرتبه انا انزلناه و دوازده مرتبه توحید باید خوانده شود.

بعد از تمام شدن نمازهای شش گانه این ذکر را بگویید: «اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» سپس سر به سجده گذاشته  و هفتاد مرتبه بگویید: «سبحوحٌ قدوسٌ رب الملائکة و الروح» و سپس سر از سجده بردارید و هفتاد مرتبه این ذکر را تکرار کنید:«رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» و سپس برای بار دوم به سجده رفته و  هفتاد مرتبه می گویید: «سبحوحٌ قدوسٌ رب الملائکة و الروح» و بعد از اینکه اعمال به پایان رسید آرزوها و حوائج خود را بخواهید تا به برکت ماه رجب و عظمت لیله الرغائب آرزوهایتان برآورده شود.

البته مطالبی که در این پست گفتیم، تنها بخش کوچکی از این اعمال بود و اگر خواستید در این زمینه مطالعه بیشتری داشته باشید هیچ کتاب و منبعی بهتر از مفاتیح الجنان نیست. در اوایل کتاب مفاتیح می توانید اعمال ماه رجب به طور کامل و مفصل پیدا کنید و اگر قصد انجام دادن همه آنها را ندارید توصیه میکنیم برای خواندن هم که شده حتما سری به آن بزنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h
آثار شوم نگاه های‌ نامشروع
 
1- نگاه بذر شهوت را دردل می‌پاشد. از وصیت های‌امام صادق (ع) به عبدا... بن جندب است که فرمود: حضرت عیسی ‌بن مریم (ع) به یارانش می‌فرمود: از نگاه کردن (به نامحرم) بپرهیزید، زیرا نگاه بذرشهوت را در دل شخص می‌پاشد و مقدمات بدبختی او را فراهم می‌کند. (79)
2- نگاه مسموم تیر شیطان امام صادق (ع): نگاه کردن به نا محرم، تیر مسمومی از تیرهای رها شده از جانب شیطان است. (80)
3- نگاه مسموم غصه طولانی ‌می‌آورد امام صادق (ع): و چه بسیار نگاه‌هایی‌ که غصه های ‌طولانی را در بر خواهد داشت (81)
4- نگاه به نامحرم موجب چشم پراز آتش می‌شود. هرکس چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند خداوند در روز قیامت چشمش را از آتش پر می‌کند، مگر این که توبه کند و بازگشت نماید (82)
5- زنای چشم نگاه به نامحرم. رسول خدا صلی ا...علیه و آله: برای‌هر کدام از اعضای ‌انسان زنای خاص است، و زنای چشم نگاه به نامحرم است. (83)
6- آثار خانوادگی همانگونه که پیامبر خدا می‌فرمود: زنای چشم نگاه کردن است البته اگر عواقب وخیم این مسئله بادقت بررسی شود، می‌توان گفت که این نگاه، گناه ساز است اکثر زناها، لواط‌ها و نتیجه طلاق‌ها، نزاع‌های خانوادگی و انحراف‌ها و ...از همین نگاه‌ها بوجود آمده است. برخی جوانان به خاطر یک نگاه به انحراف‌های گوناگونی مبتلا شده‌اند. خودکشی کرده‌اند، دگر کشی کرده‌اند، فرار نموده‌اند، زندگی علمی و آینده خود را به خطر انداخته‌اند، به اعتیاد مبتلا شده‌اند، به بیماری‌های جنسی و جسمی‌مبتلا شده‌اند، آبروی خود و خانواده خویش یا طرف مقابل را برده و یا در معرض خطر قرار داده‌اند، چه بسا یک نگاه، حیثیت یک قشر، صنف، گروه، جمعیت خاص را برده است و ضربه ای‌جبران ناپذیر به ان‌ها وارد کرده است، و موجب سلب اعتماد از اجتماع را مهیا کرده‌اند و آخرت و خود و دیگران را به رکود کشانده‌اند. (84)

آثار گناه چشم
 
از حضرت علی (ع) روایت شده است که: هر کس چشم خود را پایین اندازد دل خود را آسوده کرده است. (85)
از مجموعه روایات نگاه حرام این امور استفاده می‌شود که:
1- نگاه اتفاقی به زن بیگانه جرم ندارد.
2- نگاهای پی در پی وخیره شدن به زنان مانند تیر زهر آلود زیان بخش است.
3- هر گاه چشم از دیدن نا محرم به قصد لذت پر شود مرتکب زنا شده است.
4- نظر به پیکر وچهره زن تحریک کننده وشهوت انگیز است.
5- حفظ کردن چشم نشانه امین بودن است.
6- پایین انداختن چشم سبب آسودگی فکر ودل




نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h
اثار حسد
 
1- حسد ایمان را می‌برد. ازامام صادق (ع) نقل شده «ان الحسد یاکل الایمان کما تاکل النار الحطب، همانا حسد همانند آتش که هیزم را می‌سوزاند، ایمان را از بین می‌برد. (72)»
2- حسد آفت دین است امام صادق (ع):آفه الدین الحسد والعجب والفخر. حسد، خود خواهی و تکبر آفت دین است. (73)
3- عدم تندرستی علی‌(ع) می‌فرماید: صحة الجسدمن قلة الحسد. تندرستی‌ از کمی حسد است. (74)
4- آرامش را می‌برد. لا مروة لکذوب ولا راحة لحسود. درغگو مردانگی ‌ندارد و حسود آرامش و راحتی ندارد. (75)
5- حسود غمناک است. الحسود مغموم واللئیم مذموم حسود غمناک است و لئیم سرزنش شده است. (76)
6- برای حسود لذتی ‌نیست. امام صادق (ع) فرمود: لیست لبخیل راحة ولا لحسود لذة برای‌ بخیل آرامش و برای حسود لذتی نیست. (77)
7- حسود بدن خود را قبر قرار داده. امام علی‌ (ع) فرمود: من لم یقهر حسده کان جسده قبرا لنفسه کسی ‌که حسدش را سرکوب نکند بدن خویش را قبر خود قرار داده است. (78)




نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h
آثار گناه دروغ
 
1- درغگو روسیاه است. چنانچه پیامبر اکرم (ص) فرمود از دروغ بپرهیز زیرا روی دروغگو را سیاه می‌کند. (57)
2- دروغ از شراب بدتر است. حضرت باقر (ع) فرمود: خداوند برای‌شر قفل‌هایی قرار داده و کلید آن شراب است و دروغ بدتر از شراب است. (58)
3- بوی‌گند دروغ. درغگو، به واسطه دروغ بوی‌دهانش در قیامت گندیده است. (59)
4- مورد لعنت پروردگار. خداوند دروغگو را لعنت می‌فرماید. (60)
5- دروغ خراب کننده ایمان است. چنانچه حدیثی به همین مضمون از حضرت باقر (ع) است. (61)
6- درغگو طعم ایمان را نمی‌چشد. دروغ مانع چشیدن ایمان است. از حضرت امیر المؤمنین است نمی‌چشد بنده طعم ایمان را مگراینکه انواع دروغ را ترک نماید جدی‌یا مزاح (62)
7 - درغگو تخم دشمنی‌و کینه را در دل‌ها می‌کارد. (63)
8- دروغ نشانه نفاق است. چنانچه رسول خدا (ص) فرمود: منافق را سه علامت است: دروغ گفتن، خیانت کردن، و خلف وعده نمودن. (64)
9- درغگو رأیش در مقام مشورت پسندیده نیست. (65)
10- دروغ مورث کفر است. مردی ‌از رسول خدا می‌پرسد، چه عملی سبب دخول در آتش است. فرمود:دروغ زیر دروغ سبب فجور و فجور سبب کفر و کفر سبب دخول در آتش است. (66)
11- دروغ فراموشی‌ می‌آورد. از حضرت صادق (ع) است که از مجازات دروغگو آن است خداوند فراموشی‌را بر او مسلط می‌گرداند. (67)
12- دروغگو از نماز شب محروم است. دروغگو، از نماز شب محروم است و در نتیجه از برکاتی که این عبادت بزرگ دارد محروم می‌ماند که از آن جمله ازسعه رزق بی بهره است. (68)
13- بهاء و طراوت انسانی ‌از دروغگو گرفته می‌شود. (69)
14- دروغگو قابل رفاقت و برادری ‌نیست. حضرت علی‌(ع) فرمود: مسلمان باید ازدوستی‌و برادری درغگو بپرهیزد زیرا به سبب دروغ گفتن اگر راست هم بگوید باور کرده نمی‌شود. (70)
15- خداوند او را هدایت نمی‌کند و راه حق را نشانش نمی‌دهد. (71)




نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h

ابعاد عبادت

در فرهنگ اسلام، عبادت فراتر از نمونه هایی چون نماز و روزه است. همه كارهای شایسته ای كه به نفع مردم نیز باشد، عبادت است.

در اینجا به برخی از كارها كه در اسلام، عبادت به حساب آمده، اشاره میكنیم:

1: تفكر در كار خدا

امام صادق علیه السلام می فرماید:

عبادت، زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست، همانا عبادت، اندیشیدن در امر خداست.

تفكری كه انسان را به خدا نزدیك و آشنا سازد عبادت به حساب آمده است.

2 : كسب و كار

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

عبادت، هفتاد بخش است، برترین آنها طلب حلال و به دنبال روزی رفتن است.

3 : آموختن دانش

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمود :

كسی كه از خانه به دنبال آموختن دانش بیرون برود، تا با آن، باطلی را رد كند و گمراهی را به هدایت بكشد.

كار او همچون چهل سال عبادت است.

4 : خدمت به مردم

روایات بسیاری است كه خدمت به مردم و رسیدگی به مشكلات آنان را از بسیاری از عبادت ها و حج مستحب، به مراتب برتر به حساب آورده است. به قول سعدی :

عبادت به جز خدمت خلق نیست

به تسبیح و سجاده و دلق نیست





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h

علم اندوزی

«لقمان حکیم به فرزندش فرمود: با دانشمندان هم نشینی کن! همانا خداوند دل های مرده را به حکمت زنده می کند. ، چنان که زمین را به آب باران».(1)

کورحقیقی

« فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدرتی از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم ، به من چیزی بده بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام. فقیر گفت : من هم کور واقعی هستم ، زیرا اگر بینا می بودم ، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم.»(2)

آزادگی

«همسر مرد آزاده ای به او گفت: نمی بینی که یارانت به هنگام گشایش، در کنار تو بودند و اینک که به سختی افتاده ای ، تو را ترک کرده اند؟ او گفت : از بزرگواری آنهاست که به هنگام توانایی، از احسان ما بهره می بردند و حال که ناتوان شده ایم ، ما را ترک کرده اند.»(3)

غیبت

«به بزرگی گفتند : هیچ ندیدم که از کسی غیبت کنی گفت: از خود خشنود نیستم، تا به نکوهش دیگران بپردازم». (4)

سخن چینی

«مردی به اندیشمندی گفت: فلان شخص، دیروز از تو بدگویی می کرد. اندیشمند گفت : از چیزی سخن گفتی که او از روبه رو گفتن آن با من شرم داشت»(5)

تجسس

«حکیمی گفته است: آن که عیب های پنهانی مردم را جست و جو کند، دوستی های قلبی را بر خود حرام می کند.»(6)

غفلت

«به عارفی گفتند: ای شیخ! دل های ما خفته است که سخن تو در آن اثر نمی کند چه کنیم ؟ گفت: کاش خفته بودی که هرگاه خفته را بجنبانی ، بیدار می شود؛ حال آنکه دل های شما مرده است که هر چند بجنبانی ، بیدار نمی شود.»(7)

بخل

بخیلی سفارش ساخت کوزه و کاسه ای را به کوزه گر داد. کوزه گر پرسید: بر کوزه ات چه نویسم ؟ بخیل گفت بنویس «فمن شرب منه فلیس منی؛ هر کس از آن آب بنوشد از من نیست » (بقره 249) باز کوزه گر پرسید: بر کاسه ات چه نویسم؟ بخیل گفت بنویس « و من لم یطعمه فانه منی؛ هر کس از آن بخورد از من نیست .» (بقره 249)(8)

تکبر

«آورده اند که روزی عابدی نمازش را به درازا کشید و چون نگریست مردی را دید که به نشانه خشنودی در وی می نگرد ، عابد او را گفت : آنچه از من دیدی ، تو را به شگفتی نیاورد که ابلیس نیز روزگاری دراز، با دیگر فرشتگان به پرستش خدا مشغول بود و سپس چنان شد که شد .»(9)

افسوس پادشاه به هنگام مردن

گویند پادشاهی به بیماری سختی مبتلا شد. طبیب از او خواست که وصیتش را بیان کند. در این هنگام ، پادشاه برای خود کفنی انتخاب کرد. سپس دستور داد تا برایش قبری آماده کنند. آن گاه نگاهی به قبر انداخت و گفت « ما أغنی عنی مالیه هلک عنی سلطانیه؛ مال و ثروتم هرگز مرا بی نیاز نکرد، قدرت من نیز از دست رفت.» (حاقه 28 و 29) و در همان روز جان داد .(10)

عقل، بزرگترین نعمت الهی

«روزی پادشاهی به بهلول گفت : بزرگترین نعمت های الهی چیست؟ بهلول جواب داد : بزرگترین نعمت های الهی عقل است. خواجه عبدالله انصاری نیز در مناجات خود گوید: خداوندا آن که را عقل دادی ، چه ندادی و آن که را عقل ندادی ، چه دادی؟»(11)

محافظت از خویشتن

« پادشاهی به عارفی رسید، از او پندی خواست. عارف گفت: هر آنچه را در آن امید رستگاری است، بگیر و آنچه را در آن خطر هلاکت است ، رها کن»(12)

عبرت

« گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت ، دید که بهلول ، زمین را با چوبی اندازه می گیرد. پرسید: چه می کنی؟ گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر؟ هر چه سعی می کنم ، می بینم که به من بیشتر از دو ذارع (حدود یک متر) نمی رسد و به تو هم بیشتر از این مقدار نمی رسد.»(13)

خطر سلامتی و آسایش

«آورده اند روزی حاکم شهر بغداد از بهلول پرسید: آیا دوست داری که همیشه سلامت و تن درست باشی؟ بهلول گفت : خیر زیرا اگر همیشه در آسایش به سر برم ، آرزو و خواهش های نفسانی در من قوت می گیرد و در نتیجه ، از یاد خدا غافل می مانم. خیر من در این است که در همین حال باشم و از پروردگار می خواهم تا گناهانم را بیامرزد و لطف و مرحتمش را از من دریغ نکند و آنچه را به آن سزاوارم به من عطا کند.»(14)

پی نوشت :


 

1- شیخ بهائی ، حکایت و حکمت ص 143.
2- نک ، حبیب الله شریف کاشانی ، ریاض الحکایات ص 128.
3- کشکول ص 415.
4- همان ، ص 172.
5- نک : همان ص 391.
6- همان ، ص 347
7- عارفان، ص 48. به نقل از: حکایت و حکمت ، ص 19.
8- حسین خرمی ، لطایف و حکایت های قرآنی ، صص 31 و 32.
9- کشکول ، ص 335.
10 - حکایت و حکمت ، ص 126.
11- محمود همت ، ماجرای بهلول عاقل ص 34.
12- نک : کشکول صص 295 و 296 .
13- حسین دیلمی؛ حکایت و حکمت ، ص 87
14- عبدالله نیازمند، لطیفه و حکایت بهلول ، ص 76 .


 






نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h
چراغی برای روشنی قبر

چراغی برای روشنی قبر


چراغی برای روشنی قبر

مرگ بریده شدن علاقه روح از بدن است . مرگ یعنى آغاز سفر از این دنیا به سراى آخرت،
بعد از مرگ، انسان را به جایى منتقل مى کنند که نامش ‍ قبر است، و قبر منزل موقتى مردگان مى باشد. در هنگام مرگ و قبض روح، ممکن است سختیها و شداید فراوانى - در اثر اعمال و افکارى که در دنیا کسب نموده است - به انسان هجوم آورد. و بعد از این ناراحتیها و رنجهاى عالم قبر و برزخ شروع مى شود، تاریکى و ظلمت قبر، سوال نکیر و منکر، فشار قبر، حمله حیوانات گوناگون به بدن و...
آدمى، باید خود را براى چنین سفرى آماده سازد و از حالا به فکر سختى‌هاى راه طولانى خود باشد. و اینجاست که نماز - این باشکوهترین عمل عبادى الهى - به یارى انسان مى شتابد و از او در بحرانى ترین و طوفانى ترین لحظات، دستگیرى مى‌نماید، چنانکه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ملک الموت به من گفت که: هر کس مواظب اوقات نمازهاى پنجگانه‌اش باشد، من از مادر به او مهربانتر مى باشم . (?)
امام صادق علیه السلام فرمود: ان ملک الموت، یدفع الشیطان عن المحافظ على الصلاه و یلقنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله، فى تلک الحاله العظیمه (?)
در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.
ملک الموت به هنگام قبض روح، شیطان را از آن انسانى که بر نمازش ‍ محافظت داشته دفع مى‌کند، و در آن حالت هولناک و پر وحشت، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین مى‌کند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: الصلاه شفیع بینه و بین ملک الموت و انس فى قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر (?)
نماز شفیع نمازگزار در نزد ملک الموت و مونس در قبر و بسترى نیکو در قبر و پاسخ، به سوال نکیر و منکر مى‌باشد.
سعید بن جناح مى‌گوید: در مدینه، در منزل امام محمد باقر علیه السلام بودم .حضرت ابتدا، بدون اینکه سوالى شده باشد، فرمود: "من اتم رکوعه، لم تدخله وحشه فى قبره" (?) هر کس رکوع خود را در درست و کامل به جاى آورد، وحشت قبر به او راه نیابد.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: "ما من عبد، اهتم بمواقیت الصلاه و مواضع الشمس، الا ضمنت الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار" (?)
بنده‌اى نیست که به وقتهاى نماز و مواضع خورشید، اهتمام دارد، مگر اینکه راحتى و آسایش در موقع مرگ و از بین رفتن ناراحتیها و غمها و رهایى از آتش را برایش ضمانت مى‌نمایم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: صلاه اللیل، سراج لصاحبها فى القبر (?) نماز شب، چراغى است براى صاحبش در قبر.
خداوند به یکى از پیامبرانش خطاب نموده، فرمود: "قم فى ظلمه اللیل، اجعل قبرک روضه من ریاض الجنه" تیرگى شب، به عبادت برخیز تا قبر تو را باغى از باغهاى بهشت قرار دهم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ان القبر ینادى کل یوم بخمس ‍ کلمات، انا بیت الفقر، فاحملوا الىّ کنزا، انا بیت الظلمه فاحملوا الىّ سراجا،... قبر در هر روز به این کلمات پنجگانه ندا در مى دهد، من خانه فقر و تهیدستیم ، پس ذخیره‌اى براى خودتان به اینجا بفرستید. من خانه تاریکى‌ام، چراغى در این خانه بیاورید،... گفته شد: آنها کدامند؟ حضرت فرمود: "و اما السراج فصلاه اللیل و اما الکنز فکلمه شهاده لا اله الا الله" ... چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و... مى باشد. (?)
حضرت رضا فرمود: بر شما باد به نماز شب ! بنده‌اى نیست که آخر شب برخیزد و هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بجاى آورد، و در قنوت وتر، هفتاد مرتبه استغفار کند، مگر آنکه پاسخ داده شود به ایمنی از عذاب قبر و از عذاب جهنم و نیز عمرش طولانى شود (?)
وقتى که جناب ابوذر غفارى (رحمت الله علیه) به مکه معظمه مشرف گردیده بود نزد کعبه ایستاد، و خطاب به مردمى که براى حج از اطراف عالم در مسجد الحرام جمع گشته بودند، فرمود:
چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و...
ایها الناس ! منم جندب بن سکن غفارى، منم خیر خواه شما و مهربان بر شما، به سوى من بیایید.
مردم از اطراف دور او جمع شدند، فرمود:
اى مردم ! هر گاه یکى از شما خواست به سفرى برود، هر آینه زاد و توشه‌اى
براى خود بر مى‌دارد - به آن اندازه که در سفر دارد - و چاره اى از آن ندارد، پس هر گاه چنین است، سفر آخرت سزاوارتر است به زاد و توشه راه، در این هنگام مردى برخاست و گفت: پس ما را راهنمایى کن اى ابوذر!
فرمود: ... "صل رکعتین فى سواد اللیل لوحشه القبور" (?) در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.


پی نوشت :


?- ثواب الاعمال ، ص ??، بحار، ج ?، ص ???.
?- وسائل الشیعه ، ج ?، ص ??، من الا یحضره الفقیه ، ج ?، ص ??.
?- بحار، ج ??، ص ??? خصال صدوق ، ج ?، ص ???.
?- ثواب الاعمال ، ص ??، بحار، ج ?، ص ???.
?- سفینه البحار، شیخ عباس قمى ، ج ?، ص ??.
?- الرساله العلیه ، ص ???.
?- نشان از بى نشانها، ص ???.
?- سفینه البحار، ج ?، ص ???.
?- بحار، ج ??، ص ???، منازل الاخره ، ص ?.





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h
آخر الزمان چیست؟
آخر الزمان چیست؟  

آخِرُالزَّمان، اصطلاحی که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می شود و در ادیان ابراهیمی اهمیت و برجستگی ویژه ای دارد. باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشی از مجموعه عقیده هایی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده اند.


و امّا آخرالزمان در آیین اسلام؛

در قرآن مجید گفتار صریحی درباره آخرالزمان نیست و این اصطلاحی است که در احادیث و مؤلفه های مسلمانان به چشم می خورد.
این اصطلاح، در کتاب های حدیث و تفسیر در دو معنی به کار رفته است: نخست، همه آن قسمت از زمان که بنا بر عقیده مسلمانان، دوران نبوت پیامبراسلام است و از آغاز نبوت پیامبر تا وقوع قیامت را شامل می شود. دوم، فقط آخرین بخش از دوران یاد شده که در آن مهدی موعود ظهور می کند و تحولات عظیمی در عالم واقع می شود. انصاف حضرت محمد (ص) به پیامبر آخرالزمان در میان مسلمانان، با این دو مطلب ارتباط دارد: نخست اینکه پیامبر اسلام، خاتم پیامبران است و شریعت وی به دلیل کامل بودن، تا پایان این عالم اعتبار دارد و او پیامبر آخرین قسمت از زمان است که به قیامت می پیوندد؛ دیگر اینکه در نخستین سده های اسلام، حداقل تصور عده ای از مسلمان چنین بود که قیام قیامت نزدیک است و ظهور پیامبر اسلام در عصری واقع شده که به قیامت متصل است.
در فرهنگ عامه مسلمانان خاصه شیعه، اصطلاح آخرالزمان حکایت از عصری می کند که مهدی موعود در آن ظهور می کند و تحولات ویژ ه ای در جهان رخ می دهد. در روایت های مسلمانان، برای این عصر مشخصه های ویژه ای (به نام نشانه های آخرالزمان) نقل شده است.
از مجموع روایت هایی که در کتاب های حدیث، تفسیر و تاریخ درباره عصر ظهور مهدی موعود نقل شده است، دو مطلب درباره ویژگی های آخرالزمان ـ به معنی عصر مهدی موعود ـ به صورت تواتر معنوی به دست می آید. اول اینکه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی و بیداد و ستم همه جوامع بشری را فرامی گیرد و به صورت عام ترین پدیده در روابط انسان ها درمی آید. دیگر اینکه پس از ظهور مهدی، تحول عظیمی در جوامع رخ می دهد، فساد و ستم از میان می رود و توحید و عدل و رشد کامل عقلی و عملی در سراسر زندگی انسان ها جریان می یابد. معروف ترین حدیث که با عبارت های گوناگون نقل شده است، نشانه اصلی دوران حکومت مهدی در آخرالزمان را، بال گستردن داد بر سراسر جهان یاد می کند: خداوند جهان را که از بیداد و تباهی آکنده شده است، به وسیله او از قسط و عدل پر می سازد (ابن ماجه، ج 2 ، ص 1336؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 266). برخی، مجموعه مشخصه ها و نشانه های آخرالزمان را که مربوط به عصر مهدی موعود می شود و در حدیث ها پیشگویی شده است، چنین تفسیر کرده اند: پیروزی نهایی صلاح و عدالت و آزادی، حکومت جهانی واحد، آبادانی تمام زمین، بلوغ بشریت به خردمندی کامل و آزادی از جبرهای طبیعی و اجتماعی، برقراری مساوات کامل میان انسان ها در امر ثروت، از میان رفتن کامل مفاسد اخلاقی، منتفی شدن جنگ و در نهایت ، سازگاری انسان و طبیعت (مطهری، 60).
در نظر عده ای از مفسران متأخر مسلمان، افزون بر روایات هایی که از آن سخن گفته شد، در قرآن آیه هایی هست که به آینده جوامع انسانی نظر دارد و دربارة حکومت توحید و عدل در آینده زندگی انسان مطالبی بیان می کند. اینان معتقدند که آیه های مربوط به جانشینی انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل با وجود جولان همیشگی باطل، آیه هایی هستند که سرنوشت آینده بشریت را پیش گویی می کنند و مستقیماً به مسئله آخرالزمان مربوط می شوند. محمدرشید رضا (9/80)، محمدحسین طباطبایی (14/330) و سید قطب (5/3001،3002) به ترتیب در ذیل آیات 128 از سوره 7 (اعراف)، 105 از سورة 21 (انبیاء) و 171 و 172 از سوره 37 (صافات) قرآن، این عقیده را توضیح داده اند.
اینان، آیه ها و روایت های مربوط به تحولات آخرالزمان را بیان کننده نوعی فلسفه تاریخ می دانند. این مفسران که از روحیه خاص عصر ما، یعنی جست وجوی نوعی فلسفه برای تاریخ انسان متأثرند، در صدد کشف فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام برآمده اند و آن را در این آیه ها و امثال آن یافته اند. در نظر اینان، تحولات آخرالزمان که در روایت بیان شده است، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. چنین آینده ای امری است محتوم و مسلمانان باید انتظار آن را بکشند.




نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h

ـ الاِحْسانُ رَأسُ الْفَضْلِ: احسان اساس فضیلت و خوبی‏هاست

ـ الاِحْسانُ ذُخرٌ وَ الکریمُ مَنْ حازَهُ نیکی کردن سرمایه انسان است و بزرگوار کسی است که آن را به دست آورد.

ـ البَشاشةُ احسانٌ گشاده‏رویی احسان است.

ـ البِرُّ ما سَکَنَتْ اِلَیْهِ نَفْسُکَ وَ اَطْمَأَنَ اِلَیْهِ قَلْبُکَ نیکوکاری آن است که نفست با انجام آن آرام گیرد و قلبت بدان اطمینان یابد.

ـ رِأسُ الدِّینِ اِکْتِسابُ الحَسَناتِ اساس دین به دست آوردن نیکی‏هاست.

ـ قَدْرُ کُلُّ اِمْرِیٍ ما یُحْسِنُهُ منزلت هر شخصی به اندازه کارهای خیری است که انجام می‏دهد.

ـ اَفْضَلُ الاِیمانِ الاِحْسانُ برترین ایمان نیکی کردن است.

ـ زِیْنَةُ الاِسْلامِ اِعْمالُ الاِحْسانِ احسان کردن زینت اسلام است.

ـ سَبَبُ المُحَبَّةِ الاِحْسانُ احسان سبب ایجاد محبت و دوستی است.

ـ جِماعُ الْخَیْرِ فی اَعمالِ البِرِّ تمام خوبی‏ها در انجام دادن کارهای نیک است.

ـ لِکُلِّ حَسَنَةٍ ثَوابٌ برای هر کار نیکی پاداش هست.

ـ الاِنسانُ عَبْدُالاِحْسانِ انسان بنده احسان و نیکی است.

ـ مِنْ شَرَفِ الْهِمَّةِ بَذْلُ الاِحْسانِ بذل احسان نشانه بلندی همّت است.

ـ بِالاِحْسانِ تُمْلِکُ الْقُلُوبُ قلب‏ها با احسان تسخیر می‏شوند.

ـ بِالاِحْسانِ وَ تَغَمُّدِ الذُّنُوبِ بِالْغُفْرانِ یَعْظُمُ الْمَجْدُ. با احسان و بخشودن گناهان مجد و عظمت انسان بیشتر می‏شود.

ـ مَعَ البِرِّ تَدُرُّ الرَّحْمَةُ. با احسان و نیکی رحمت فراوان می‏شود.

ـ مَنْ بَذَلَ بِرَّهُ اِنْتَشَرَ ذِکْرُهُ. هر که بسیار احسان کند در بین مردم مشهور می‏شود.

ـ الاِساءَةُ یَمَحاها الاِحْسانُ. بدی را احسان و نیکی محو و نابود می‏سازد.

ـ بِرُّوا آباءَکُمْ یَبَرَّکُمْ اَبْناءَکُمْ. به پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.

ـ الاِحْسانُ یَقْطَعُ اللِسانَ. احسان و نیکی زبان بدگویان را کوتاه می‏کند.

ـ المُحْسِنُ مَنْ صَدَّقَ اَقْوالَهُ اَفْعالَهُ. نیکوکار کسی است که رفتارش گفتار او را تصدیق می‏کند.

ـ اِتِبّاعُ الاَحْسانِ بالاِحْسانِ مِنْ کمالِ الجُودِ. پی در پی احسان کردن نشانه کمال بخشندگی است.

ـ ضادّوا الاِساءَةَ بِالاِحْسانِ بانیکوکاری به مقابله بدی‏ها بروید.

ـ أوْفَرُ البِرَّ صلةُ الرَّحِمِ. صله رحم بیشترین و کاملترین نیکی است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


جوانی که چشمانش هنگام دیدن نامحرم بی‌اختیار بسته می‌شد


خود ایشان می گوید: « چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می‌خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می‌آمد و آن مشقت از من رفته بود.»

و ایشان نا امید نمی‌شود، می‌داند که طلب حقیقی جدا از مطلوب نیست زیرا که شنیده است: « اذا تقرب الیّ شبراً تقربت الیه ذراعاً: و هرگاه به اندازه یک وجب به من نزدیک شود به اندازه زراعی به او نزدیک شوم.»

این قدم ها باید برداشته شود و آن نزدیکی باید حاصل گردد تا زمانی که عاشق به معشوق برسد و پرده ها کامل برداشته شود و وصال صورت گیرد و البته معلوم است که معشوق خود در همه جا پیشقدم و مشتاق تر است. « او نیز اطمینان دارد که باز نشدن در روحانیت، نه از ناحیه بی التفاتی معشوق است بلکه اگر در، بی موقع باز شود صد در صد خام از کار در آید! » و بعدها آیت الله قاضی که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبت به محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوری را به شاگردانش هم می آموزد و چنین می گوید:« اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و ناامید شوی، اگر وقتش باشد به آب می‌رسی، وگرنه ناامید مشو که بالاخره به آب می‌رسی و حتی آب برایت فوران می‌کند.»

آرامگاه آیت‌الله قاضی طباطبایی در وادی‌السلام
قبرستان وادی‌السلام که بزرگ‌ترین قبرستان جهان اسلام است، در شمال نجف و نیز شمال حرم مطهر امیر المومنین (ع) قرار گرفته است. گرچه تاریخ پیدایش این قبرستان به زمان به وجود آمدن شهر نجف بر می‌گردد؛ اما پیشینه و فضائلش فراتر از این حد است.




در فضائل این قبرستان، امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب (ع) فرموده‌اند: در این سرزمین ارواح مومنین دسته دسته با یکدیگر صحبت می‌کنند و هر مومنی در هر جایی از زمین بمیرد، به او گفته می‌شود: «به وادی‌السلام ملحق شو» و وادی‌السلام جایگاهی از بهشت است. آرامگاه آیت‌الله قاضی طباطبایی در این قبرستان قرار دارد.




در قبرستان وادی‌السلام، مکانی با حیاطی کوچک وجود دارد که در گوشه آن دو شبستان در کنار هم است. یکی از آنها به نام مقام امام زمان (عج) و دیگری به نام مقام صادق (ع) شهرت یافته است. بعضی از بزرگان در دوران غیبت کبری در این مکان مقدس به خدمت امام زمان (عج) شرفیاب شده‌اند.




سیدعلی قاضی طباطبایی معروف به علامه قاضی در سال 1245، در شهر تبریز متولد شد و پدر او از شاگردان میرزا محمدحسن شیرازی بود. علامه قاضی از شخصیت‌های کم نظیر معاصر عرفان و شیعه است و استاد علامه طباطبایی و آیت‌الله بهجت بوده است.




آیت‌الله بهجت درباره آیت‌الله قاضی می‌گوید: شخصی در آن زمان در صدد برآمده بود که ببیند چه کسانی سحر ماه مبارک رمضان در حرم حضرت امیر (ع) در قنوت نماز دعای ابوحمزه ثمالی می‌خواند، آن طور که خاطرم هست، اگر اشتباه نکنم کسانی را که مقید بودند این عمل را هر شب در حرم حضرت امیر (ع) انجام بدهند شمرده بود و بیش از هفتاد نفر شده بودند.

آیت‌الله قاضی طباطبایی در بهمن سال 1325 در گذشت و آرامگاه او امروز در قبرستان وادی‌السلام و در کنار خانواده‌اش است.




نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h
ارزش واقعی انسان به چیست؟
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست؟

اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست

حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ ی چیزی است که دوست می­دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است

{خاطرات علامه جعفری}




نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h
 

من که بیمار غم هجر توام می دانم

جز وصال تو مرانیست مداوای دگر

دیده ام قابل دیدار رخ ماه تو نیست

چه شود لطف کنی دیده ی بینای دگر




نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h

ژنرال سرپرسی سایکس

اوضاع کوفه را در زمانی که حضرت امام حسین عازم کوفه بود و مسافری از کوفه به مکه می رفت ، به امام گفت : دل های مردم کوفه با تو هستند اما شمشیرهای آن ها برخلاف تو.

سرپرسی به مذاکرات طولانی حسین (ع) با عمر بن سعد توجه نموده و نتیجه آن را چنان اعلام می کند که امام حسین حاضر به تسلیم نشد و شجاعت بی نظیر بوجود آورد.

«یاران حسینی حاضر شدند که برای دفاع از خود تا آخرین دقیقه حیات با دشمن جنگ کنند. در حقیقت شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود نشان دادند، به درجه ای بوده که در تمام این قرون متمادی هر کس آن را شنید، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود».

صاحب اخبار الطوال کسی را که اوضاع کوفه را به امام حسین توضیح داد و گفته است که آنان دل هایشان با تو و شمشیرهایشان بر ضد تو بود. همانا همام بن غالب معروف به فرزدق ثبت کرده است که در منطقه «صفاح » با امام دیدار کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h

رابرت ویر

رابرت ویر با شش محقق دیگر کتاب جهان مذهبی را در دو جلد نگاشته اند. در این کتاب شهادت امام حسین (ع) حادثه غم انگیز صدر اسلام آمده است و علت آن را عدم پذیرفتن یزید به عنوان رهبر جهان اسلام از طرف امام حسین (ع) ثبت کرده اند.عدم بیعت امام حسین با یزید موجب شد که یزید برای خاموش نمودن هر نوع اعتراض و مخالفتی نیروهای خویش را اعزام نماید که نتایج زیر حاصل شد:

1ـ امام حسین و کلیه اعضای خانواده و تنی از یارانش در محلی به نام کربلا در عراق قتل عام شدند؛

2ـ جامعه اسلامی با شوک مواجه شد؛

3ـ مخالفت با بنی امیه تشدید شد؛

4ـ پس از شهادت امام حسین (ع) حمایت از ائمه (ع) تشدید شد.

امروز را به خون شهیدان نوشته اند      روز حسین ، کشته تیغ ستمگر است

روز علی سرآمد و روز حسین گشت   روز پسر چو روز پدر حیرت آور است

این نیست کربلا که بلا خیز شد چنین این صحنه قیامت و صحرای محشر است





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 1 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : elham h

           

                                بس که نالیدم دلم شش گوشه شد     

اگه هزار تا جون میداد به من خدای عالمین

دلم می خواست همش بشه فدای یک موی حسین

داروی درد عاشقی سینه زدن تو هیئته

اگه خوب نشد دواش  شربت اشک و تربته

خاک پای مادرتم  مست علی اکبرتم

من نوکر رقیه و سگ علی اصغرتم

پرچم سرخ گنبدت دل منو خون میکنه

هروله ی سینه زنات آدمو مجنون میکنه

میگن که خاک و تربتت مرده رو زنده میکنه

خنده کنون میره بهشت هر کی برات گریه کنه

یه سر زمین پر شده از نور و صفا آی آدما

اسمشو از بر بکنید بهش میگن کرب و بلا

هر کی می خواد هر چی بگه تو رو ندیده مستم

چشم حسودا کور بشه حسین رو می پرستم

آرزوی قلب منه یه روز تو بین الحرمین

قلاده گردنم کنن بگن شدم کلب حسین

اسم قشنگ  تو حسین حک شده روی دل ما

عکس روی طاقچه ی خونه حرم تو   تو قلب ما 

 

 سید جواد ذاکر 





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!! « مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم! »
-----------------------------------------------------------
خدایا،به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه،جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،مناعت بی غرور،عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت،و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،روزی کن
------------------------------------------------
خدایا:
رحمتی کن تا ایمان ، نام و نان برایم نیاورد. قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.
تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار می کنند نه از آنها که پول دین میگیرند و برای دنیا کار می کنند
----------------------------------------------
در مکتب اعتقادی من انسان نماینده خدا‌‌‌ ، جانشین وی ، همانند وی و دارای خصایص اخلاقی خدا و امانتدار او ، تعمیم یافته حقایق بوسیله او ، مسجود همه فرشتگان بزرگ و کوچک و تمام هستی ، بحر و بر ، زمین و آسمان ، همه مسخر اراده علم و تکنیک اوست و بالاخره خویشاوند ذاتی خداست
-------------------------------------------

مدیر وبلاگ : elham h
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :